this is our secret world!104 forever
 بر لب جوف...!

روز اول یه گلایل سفید دادن دستمون و شروع شد

لوحه بود و سر مشق بود و جشن الفبا بود ....

رفیقای رنگارنگ یکدل و شوخی های خوشمزه و قهقهه های بلند ....

104 بود و معلم ریاضی مون  و چند ده کیلو تست ....

این پست باشه به حساب دل تنگم :



باز آمد بوی ماه مدرسه


 بوی بازی های راه مدرسه


بوی ماه مهر ماه مهربان


 بوی خورشید پگاه مدرسه


از میان کوچه های خستگی


 می گریزم در پناه مدرسه


باز می بینم ز شوق بچه ها


 اشتیاقی در نگاه مدرسه


زنگ تفریح و هیاهوی نشاط


 خنده های قاه قاه مدرسه


باز بوی باغ را خواهم شنید


ز سرود صبحگاه مدرسه


روز اول لاله ای خواهم کشید


 سرخ بر تخته سیاه مدرسه



آخرین اول مهر هم به این زودی سر و کله ش پیدا شد...

بچگی بود که تموم شد ... عمر بود که گذشت ...



                          از : خوش غیرت کلاس اولی...


|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در پنجشنبه سی ام شهریور 1391  |
 هرچی دلت خواست اسمشو بذار
دو تا کلیک برو تو ارشیو اولین نوشته هامونو بخون . . . . . و خجالت بکش(همونطور که من کشیدم) دفتر تلفن یه اصفهانی!!!!!! آقام ننم آمو اسدلای آمو گنده یم .... آمو کوچیکم آمیز لی بومونلی موندَلی حج خانوم حجاقا ممد حسنی زرا خانوم حمیدی آینه خاور هومن خره فرشادی دس طلا نصرت سرخابی محسنی دایم رضای مش غلوم ای زولای خونه خانوم باجی همساده خاله بتول اوس سسن کریم دزه داریوشی دییونه ممدی رتیل هوشنگی خالم اینا تورجی ریق ماسی ممد یه کتی آجریه گچیه سیمانیه سنگیه شِنیه مِصالح فروشه که یوخده میشله سرامیکیه تو رباط مِصالح فروشه که نیمی شله سیفیدکاره سف کاره امیر نجار در آلمینیونیه تو دس گرد نقاش لاغره نقاش کچله گچ بره رضوانی عاموم علیه نَیَرز مادری بچا بوسورم خارسوم باچناق ریده یه باجناقه که رف خارزن کوریه خار زن خیگه بردرزنی حَ سِد جواد قرض الحسنه تو نورباروون موبایلیه (برنجیان) احمدباد موبایلیه (مجید) فردوسی صافکاره یک حسن گیشنیز بانگی سری خلجا بانگی روبروخونمون رضای نون خالی خور کاظمی فشنگ مژدوای مو قشنگ تقیه ... تاقاریه ی حسن دُماغ اصغر مکانیک فریدون چوقتی مجیدی آب دوخیار بهنامی پشم بهروزی اَن هم زِن حج آقا محضرداره سردفترداره شخ جفر مسعودی که که سرکش شه داری ناحیه پنج گازیه شیرینی فروشه نرسیده به بیس چارمتری موتوریه تو بیسیم کلونتری تو رودکی تقیه نوحه خون ایتامی سری رودکی پوشیه تو باغ رضوان میوه میدون یک میوه میدون دو - فقط سیب ظرفیه اعلامیه یه طِلا فروشه سری طاقانی اون دسی خیابون روبرو پاساجی سرتیپ سفره عقدیه قنادی گلاب رامینی مطرب خِیاطه تو پاساجی روغنی کفاشه تو پاساجی افتخار رَستورانی شهر زاد رختی عروس تو کوچه مچد سرخی بقلی پاساجی شکری چارباغ پاین کیفیه تو کوچه تیلیفون خونه بزازه تو بازاچه نو لبنیاتیه تو جاده گودالی استخاره مچدی در کوشگ قصابه تو قینون جِلیل غُربتی احمد سلمونی خادمی شازده محمد برا کاری کفاره و اینا و نُماز میت سعید واجبی مبلیه تو رنون همون اولش بدی مخابرات شماره گزاری پسسای دوزه پش مطبخ فرنی تو حافظ بسنی محفل تو خواجو یدکی فروشه تو صحرا روغن جوشکاره تو درباغشا بنگایه تو چنار سوخته رحمانی تو بیس چاری اسفن یخیه سری باغ دریاچه یه بارمصرف نرسیده به سیمین میزو صندلی تو الیادرون نون ماشینی سری کارلادون دوغیه تو صائب تراشکاره تو شاپور بغلی گاراجی هند مرتضی رادیاتی محسن شلنگی حسن شبانه روزی حج سن کمپرسی منصور لنتی آرارات باطری سازه زیرو بندیه تو گاراجی معراج کاکرو
|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 کاکرو ی ابی!
سلاااااااااااااااااااااااااام بکس همیشه ۱۰۴ی!

ببخشید یه مدت نبودم

مریض بودم

هنوزم هستم

اول از همه برد غرور افرین و جیگر و همه ی چیزای خوب استقلال رو تبریک میگم و امیدوارم پرسپولیس به روزهای اوجش برگرده(نه که بازی خوب ندیدم ازشون!)

استقلالیاش کف مرتب!

حالا همه دسسسسسسسسسسسسسسس

سلمان دس بزن چرا دس نمیزنی؟

خوشی گریه نکن درس میشه

راستی برا کسایی که زیاد تو باغ نیستن استقلال ابیه س

زنده باد ابی!

اینم به مناسبت خوشحالی من:

اعترافات تکان دهنده

اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریهام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!!!!


اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری میشستم جلوي تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!

اعتراف يكي از دوستان: مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد. صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد!!

یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم !!!!!!!!

وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم!!


اعتراف میکنم بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم که خوابش سنگین شده دستشو میکردم تو دماغم!!

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاهه گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!

اعتراف ميکنم راهنمايي که بودم به شدت جو گير بودم، همسايگيمون يه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز ميومد و جلو در خونش سر و صدا راه مينداخت، خيلي دلم واسه خانومه ميسوخت. يه روز که طرف اومده بود عربده کشي، تصميم گرفتم که برم و جلوش در بيام. رفتم تو کوچه و گفتم آهاي چيکارش داري؟ يارو يه نگاه بهم انداخت و يه پوزخندي زد و به کارش ادمه داد، منم سه پيچش شدم، وقتي ديد من بيخيالش نميشم گفت اصلا تو چيکارشي؟ منم جوگير، گفتم لعنتي زنمه!!


احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برا مادربزرگم توضیح بدم!!

تو عروسي نشسته بودم يه بچه 3 ، 4 ساله اومد يک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زير ميز، چند ثانيه بعد ديدم دوباره آوردش، اين دفعه پرتش کردم يه جاي دور ديدم دوباره آورد!! مي خواستم اين بار خيلي دور بندازمش که بغل دستيم بهم گفت آقا اين بچس سگ نيست! طرف باباي بچه بود!!

اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!

اعتراف ميكنم بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه ميپوشيديم ميرفتيم گدايي با درامدش بستني ميگرفتيم كه همسايمون مارو لو داد و كتك خورديم!!

سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.

اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!

اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم....بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن...اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم....>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده..

..
روز تولد 19سالگيم خودم يادم نبود، اومدم خونه ديدم در قفله چراغ ها هم خاموشه، يه باد گنده اي ول دادم وسط خونه كه انقد صداش بلند بود خودم جا خوردم، بعد چراغ ها رو كه روشن كردم ديدم دوستام وسط سالن با كلاه بوقي و برف شادي افتادن كف سالن هي ميخندن بعد يكسري هم سرخ شدن ميگن تولد تولدِت مبارك... كيكم از دست يكي از دوستام افتاد وسط سالن، خلاصه شب به ياد ماندني شد...


چهار سال پیش باید آندوسکوپی میکردم. از یه لوله باد میفرستن تو باسن مبارک که راحت دیده شه. دکتره نمیدونم چی بود داستان که باد خالی نکرد. یه تاکسی گرفتم برم خونه. وسطا راه دیگه داغون فشار آورده بود از دستم در رفت گوزیدم. منم دیگه دیدم آبروم رفته دلدرد شدیدم دارم از فشار باد, هر چی بود دادم. انقدم فشارش زیاد بود کل ماشین رفته بود رو ویبره. راننده لامصب جاده رو ول کرده بود نعره میزد یا امام هشتم...یا حسین. یه پیرمرده هم داد میزد حواست به جلو باشه. راننده فهمید من گوزیدم زد بقل گفت یابوو گم شو پایین فک کردم آمریکا حمله کرده

وقتی خیلی کوچیک بودم بودم موقع دستشویی رفتن درو تا آخر باز میذاشتم چون میترسیدم.
روز اول مدرسه که کلاس اولی شدم طبق عادت درو باز گذاشتم .
یهو دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم میخندن.

بچه که بودم یه بار با بابام تو یه شیرینی فروشی بودیم یه آخوند با لباس مشکی و ریشای سفید اومد تو منم تا اینو دیدم پریدم سمته بابام بلند گفتم بابا بابا امام خمینی.آخونده هم تا اینو شنید انقدر کیف کرد که پوله شیرینیامون رو هم حساب کرد

دبيرستان كه بودم تو كلاس ، معلم پاي تخته به ما پشت كرده بود و ما داشتيم از پشت بهش گلوله كاغذي پرتاب ميكرديم ... من تا اومد يه گلوله پرتاب كنم به سمتش برگشت و منو ديد ... منم يهو جا خوردم و همينطوري كه دستم آماده ي پرتاب بود خشكم زد ... اومد به سمتم كه منو كتك بزنه ... منم نامردي نكردم و باكمال پررويي گلوله كاغذ رو پرت كردم تو صورتش و از كلاس پريدم تو راهرو و الفرار ... بعد معلم مون هم كلاس رو ول كرده بود و داشت دنبالم ميدوييد ... خدايي شبيه فيلمهاي اكشن شده بود ..
 
امیدوارم خوشال شده باشین
من که الان به معنای واقعی کلمه خرکیفم
جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم استقلال و ۱۰۴!
 
 
بای
کاکرو ی تا ابد ابی
(البته قرمزم خوبه برا منچستر!)
 
|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390  |
  OMG....!!!
 


بــــــــــــــــــه دوباره سلام ....



از غرض گذاشتن این پست اینکه چند شب پیش اتفاق عجیبی برای اینجانب افتاد ! یهو به طرز شگفت آوری از خواب بیدار شدم و شعری که احساس میکنم از همون کودکی در درون من میجوشید ، نرم نرمک از ضمیر ناخودآگاهم غلت خورد و غلت خورد و اول بر روح خودآگاهم و سپس بر زبانم جریان یافت ....!!! ( یا به زبان ساده تر بسکه این پاپ های مزخرف انگلیسیو گوش دادم یهو یه چیزی تو اون مایه ها ازم در شد !!! )   بله ...!!! این شعر که در مدح این صفحه اینترنتی سروده شده است و در ادامه به آستان مقدس این پست تقدیم خواهد شد بسیار عاطفی بوده و از همینجا از دوستان عزیز تقاضا میکنم که دستمال های کاغذی خود را برای گرفتن بینی و احیانا پاک کردن مروارید های غلطانشان به علامت تائید بالا بگیرند ! لازم به ذکر است که امید میرود بعد از به نظر رساندن شعر مذکور ، لطف کرده و از احساسات پاک غیرت مند ما سواری نگیرید ! ... با تشکر... ! :





    I  love  the  blog  and  I  don't  know  why
I  believe  in  it . you  can  think  its  lie


It  reminds  me  the  time  I  belong
It  reminds  me  that  I'm  still  young


sometimes  in  my  days  I  feel  so  dizzy
when  I  make  you  laugh  life  turns  to  easy


Its  about the  memories  of  so  far
Its  about  all  of  the  barobax  104

( نمیدونم چی چی حافظا ...حافظا....!!! )


بله ... بله ...! فکر کنم دیگه لازم نباشه هیچگونه مراتب چاکریتی را به جا بیاوریم ! دیگه در این صورت زیادی تان میشود به حول قوه الهی ! همین نیز خیییلی بود ! ولی نظرهای مثبت خود را در مورد شعر میتوانید برای ما ارسال فرمایید ولاغیر!!!

پ.ن : از همین راه دور گوش هر فردی را که به کوچکترین غلط املایی ، گرامری ، سبکی ، و .... در شعر بالا اشاره کند به شدت مینوازیم !!!  یه کمی انعطاف بخرج دهید لطفا...! لطف عالی مستدام !!!






                                                                             از : خوش غیرت !

|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390  |
 کاکر.......و!
سلام بکس

جاتون خالی برگشتم

تنمم میخاره برا کل انداختن

یادتون هس یه دورانی یه تیریپ پ نه پ گذاشتم که با استقبال بی نظیرتون روبه رو شد و فریاد های دوباره دوباره گوش فلک رو کر کرد؟این منظومه شه!

وای عجب شهری، عجب آدم کشی
پـَــ نــه پـَــ ماییم و صدها دلخوشی



 

پســرانش جملگی فاســد شدند...
پـَــ نــه پـَــ در کار حق وارد شدند...



 

دختــران اینجا دمـا دم عاشـــق انــــد
پـَــ نــه پـَــ دنبال درس و کوشش اند



 

پــهلوانــان وطــن را می کــُـشنــد...
پـَــ نــه پـَــ حلوا و حلوا می کننـد...



 

مجرم و دزد و فــــراری گشتــه ایـــم..
پـَــ نــه پـَــ با حوریان بنشسته ایم..



 

سهم معشوقــانِ اینجـا شد اسیــــد..
پـَــ نــه پـَــ شهزاده با اَسبش رسید..



 

محض خنده بوده این شعرم همین..
پـَــ نــه پـَــ پاشو بریم زندان اویـن...
 
حالا زیادم خوشحال نشین دیگه از پ نه پ خبری نیس
پ نه پ و زهر مار!
 
ميخوام مسواك بزنم...
مامانم مي پرسه ميخواي مسواك بزني؟؟
ميگم بله مامان جون..
ميگه خمير دندونم روش ميزني؟؟
ميگم بله مامان جان..
ميگه خاك تو سرت اين همه موقعيت پ ن پ درست كردم واست استفاده نكردی
منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون


رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
(گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها)




رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی ..
گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی ..
گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی !
گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی !

بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کــــارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گویی؟
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــی دارم
گفتا: زهر مار خز شد دیگه!
 


پنج نفری رفتیم پیتزا سفارش دادیم یارو میگه تو سالن میخورید؟ پ نه پ میریم تو دستشویی که آب خوردنم دم دستمون باشه !!!
پ نه پ و چاه دستشویی
همون باید تو دستشویی غذا بخوری



|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در شنبه دوازدهم شهریور 1390  |
 چگونه دنباله رو خوش غیرت شویم !!!

به دوستان عزیز .... کم پیداییم !!!


خداییش این چه وضعشه نه کسی پست میذاره نه کسی کامنت میده ....شوخی شوخی وبلاگ  مونده رو هوا ...ماهم که دیدیم دلمون نمیاد حاصل اییییین همه سال تلاش شبانه روزیمون دود شه (!!!) گفتم بیام لااقل یه پست تفننی بذارم پس فردا نگن خوشی این چه بساطیه !!!  ( خوش غیرت در حال نجوا با خودش : درست میشه عزیزم غصه نخور !!!)


ضمن تبریک اتمام کلاس های تابستانی و تسلیت برای ایام شهادت امیرالمومنین و نیز التماس دعای مناجات هایتان در لیالی قدر و نیز پرسیدن حالتان و اینکه چرا خبری از هیچ کدامتان نیست و نیز اینکه آیا خوش میگذرد و سلمان نی نیتان چطور است و شادی خاک بر سرت که یه برنامه ریزی بلد نیستی بکنی و.... و نیز تمام حرف های دیگری که باید در مدت غیبتم میزدم و نیز گفتن خسته نباشید به روده طویل محترمم به سراغ متنی میرویم که در راستای برآوره شدن آرزوی دست نایافتنی اینجانب مبنی بر اینکه بلکه روزی از شما مشتی لوتی باحال علم کنم طی آن شما نوگلان به سمت آنکه چگونه لات خوب و البته با مرامی شوید به شایستگی راهنمایی میشوید (!!! از همین جا بی اطلاعی خودم رو از درستی جمله بندی جملات بالا اعلام میکنم !!! )  :



چگونه لات شویم ؟ (!):


 

* ابتدا يك مقدار تغييرات در خودتان بوجود آوريد.


1- مو ها بلند باشد. ( ای دل غافل !!! دیدی چطو شد !!!)

2- يكي از تارها به صورت دلبري آويزان باشد.

3- اگر فك شما بزرگ، دراز و پهن باشد ، بهتر است.

4- يك كمربند مشكي با سگك يك كيلويي، يك كت و شلوار مشكي و يك پيراهن سفيد شما را ‌بسيار برازنــده مي كــند.

5- تنها نشان لات بودن شما سبيل شماست مواظبش باشيد. ( رو هوا زدم !)

6- پيراهن هرچه دكمه كمتر داشته باشد بهتر است .( ! )

7- انداختن هرگونه دستبند به شكل افراطي الزامي است.




* حال كار هاي زير را انجام دهید.


1- يك دستگاه پخش موسيقي گران قيمت براي وسيله نقليه خود بخريد.!

2- هنگام راه رفتن به طور قطع پاشنه پا روي زمين كشيده شود!

3- شما بايد هنر هاي زيادي داشته باشيد ( تك چرخ زدن با موتور ، بيرون دادن دود سيگار به صورت اشكال هندسي ) و اين هنرها را گاه و ناگاه در معرض عموم بگذاريد. ( خوبه ...خوبه !)

4- براي اسم مغازه از اسامي با كلاس بهره بگيريد ( مثلا كله پاچه اي با مرام ها)

5- بعد از برخورد با فردي تميز و خوشتيپ سريع عكس العمل نشان دهيد ( سوسول .... آقا موشه ... ..از اتو شويي اومدي عمو؟) ( این یکی از من بر نمیاد !!!)

6- در آخر سعي كنيد براي اطرافيانتان از نو اسم بگذاريد. ( همین وبلاگ خوش در این زمینه دایره المعارفیه !)


در ادامه برای راهنمایی بیشتر شما تازه کاران عزیز توجه شما را به چند عکس آموزشی در همین زمینه جلب مینمایم ! :


و فوت کوزه گری در این زمینه !!!:



چاکر همه بر و بکس لوتی !

پ.ن : از همه دانش آموزان علاقه مند و غیر علاقه مند در روز اول مهر آزمون لوتی گری به عمل خواهد آمد !!!

                                                                     


راستی بچه ها جا داره در اینجا به نکته ای اشاره کنم که دو سه هفته تموووووم منو به معنای واقعی کلمه اسکول کرده بود !

قضیه از این قراره که من فکر میکردم نمیشه واسه وبلاگ نظر گذاشت و به خودم قول داده بودم تا مشکلو بلاگفا رفع نکنه پست نذارم. تازه یه شب تا صب تمومم نشستم و وبلاگو به بلاگ اسپات انتقال دادم !!! ( گفتم منت گذاشته باشم ! ) . بعد دیدم جواب نمیده رفتم از بکس دانای فیس بوک پرسیم . یکی گفت به بلاگفا ایمیل بده یکی گفت سرورت خرابه و خلاصه کلی دست به سرمون کردن . بعد در همون لحظاتی که کورسوی امید من داشت به خاموشی میگرایید(!) یه بنده خدایی اومد نوشت که  :

**(( اول باید نظرتو بنویسی بعد برات کد تاءید میاد ! ))**


و آره عزیزان من این بود کلید حل معما !!!! واقعا تو عمرم اینقددر اسکل نشه بودم !

پس دوستان با این ترفند جدید و مهیج لطف کنید کامنت بذارید که دهنم واقعا" سرویس شد !!!


                              ( از سری مجموعه های درد و دل های مصلحت آمیز خوش غیرت !!!)


    

                                                   

                                                                              از : خوش غیرت !

|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در پنجشنبه سوم شهریور 1390  |
 سلمااااااااااااااااااااااااااااااان جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
یه لحظه فک کنییییین!!! چه شود..............!

وقتa آن است که ما گل پسران ناز کنیم

تاقچـه بالا بگذار یم و «نــــــه» آغاز کنیم

 

 

مطلبی هست در این باره عیان می گویم

بشنویـــم و همــه را مُطلع از راز کنیــم

 

 

جمله کون و مکان در کنف همّت ماست

از خوشی بال در آورده و پــرواز کنیــم

 

 

نوگلان! عاشق هر عشوه و قهری نشـــــوید

جای آن است، که ناز از پی هم ساز کنیم

 

 

تیز باشید هلا، ای پسران دم بخـــت

موقع عقد، شروط خودمان ساز کنیـم

 

 

گر چه زیبا و قشنگند نگاران چون «قو»

بهر رو کم کنی ایشان به مثل«غــــاز»کنیــم

 

 

نهراسیـــم که شایـــد نظرش برگــردد

یا مبادا که دمی ترس ز انباز کنیم!

 

 

آن قدر هست که هر یک گل خود برچینیم

قبل چیدن ،همه را جمـــله ورانداز کنیـــم!

 

 

«مریم»و«یاسمن»و«لاله»و گل های دگر

«سوسن»و«قاصدک» و یاد«گل ناز» کنیـم!

 

 

رسم عاشق کشی افسانه شود در عالم

بهر معشوقه کشی ، خلق هم آواز کنیم!

 

 

بارها جنس مونث دلمان بشکسته است

زین سپس خون به دل دلبر طناز کنیــم

 

 

در جهیزیِه، ز او بنز و پروتون خواهیم

قصد یک باغچه و خانه ی دلبــــاز کنیــم!

 

سیرت خوب که شرط است در این کار، عزیز

اجتنــاب از صنــم خــانه بر انـــــداز کنیــــم

 

 

گل بچـینیم ؛ مبادا که سریعـــاً گوییـــــم

«بع…له» را و همه رشتــه ی خود باز کنیــــم

 

 

با چنین وضعی اگر طالب همسر گشتیم

نازها بهر وی از پشــت هم آغاز کنیـــم!

 

پژمان ناصری !! : .........................

|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390  |
 اینترنت حلاااااااااااااااااااااااااااال!
پس از راه اندازی اینترنت حلال ، یا همون اینترانت ملی
Firefox = ذوالجناح آتشین
Google = گل محمد
Facebook = صحیفه ی نور
Poke = التماس دعا
...yahoo = یا حق
Internet explorer = سیر و سفر
Search engine = اجوبه الاستفتاءات
My Space = فضای معنوی
eBay = بازار شام
ebay = سمساریه مش پیریار
در هنگام زدن دکمه ادد؛ مستقیم به دفاتر رسمی صیغه و ازدواج وصل میشوید

کاکرو
پ.ن:ببینید خانومها من هرگز قصد ناراحت کردن کسی رو ندارم و نخواهم داشت ولی وقتی ببینم کسی داره عرق ریختنها و تلاشهای ما بکس رو تو این وب نادیده میگیره اعصابم مگسی میشه واقعا!
پس دوباره میگم:از دادن نظرات اضافه بپرهیزید!
|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390  |
 این چه وضعیه داریم؟
به سلاااااااااااااااااااااااااااااااام بکس میبینم که هنوز دخترین!

اینم از مطلب جدید! خانوما میدونم تو فیس بوکم هست لطفا از دادن نظرات اضافه پرهیز کنید!

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟

 پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...

 بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.

- پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

 داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟

 پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

 کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟ پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

 بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم

کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!

 ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم

ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه تو هواپیما

نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم

از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

یکی زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!

زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟ پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا... پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!!

خونمون رو عوض کردیم به بابام می گم کی واسه خونه خط می گیری؟ می گه خط تلفن؟ پـَـ نه پَــ، خط نستعلیق روزی دو بار هم از روش بنویسیم!

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین؟ پـَـ نه پَــ، اومدم فرار مایکل اسکوفیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم!

 دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره

از دستشویی شرکت اومدم بیرون منشیه یه نگاهی میکنه و با پوزخند میگه دستشویی بودین ؟ پ نه پ بک تو بک آفتابه ام طفلی مرخصیه رفتم جاش واستادم

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

ساعت ١١ اومدم خونه مامانم ميگه الان اومدي؟ ميگم په نه! ٢ساعت پيش اومدم الان تكرارش داره پخش ميكنه ا

ستاد: کی جواب این سوالو میدونه؟ من دستمو بردم بالا. استاد: میخوای جواب بدی؟ من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد

 شب دارم می خوابم.. بابام می گه داری می خوابی؟...پَ نَ پَ دارم امتحان می کنم تشکش خوبه یا نه..

دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس، استاد میگه شما دانشجوی این کلاسید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوی کلاس آواز استاد شجریانم! شما استاد شجریانید؟

رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خریدم، میگه واسه من خریدی؟؟؟!!!... پ ن پ دلستره تو یخچال داشت یخ میزد میمرد، نجاتش دادم

رفتم رستوران به پیش خدمتش میگم میشه منو بدین ..میگه میخوای غذا سفارش بدی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستم ببینم منویه غذاتون چی کم داره بگم مامانم بپزه براتون بیارم

گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آید... گفتم نه پ می خوای یه عمری غم تو رو داشته باشم... گزارشگر : و در اینجا گوساله ای را در حال شیر خوردن می بینیم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله ای را می بینیم که مامانش رو داره باد می کنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر

تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!

صدای خرپفش کشتمون !تکونش دادم از خواب پریده،میگه سر صدام اذیتت میکنه ؟میگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم میخواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی!

تو جاده پلیس دیدم دستمو کردم بیرون انگشتمو می چرخونم. رفیقم می گه: داری به ماشینای روبرویی علامت میدی؟! پ ن پ!!!! دارم هوا رو با انگشتم هم می زنم خنک شه

من یه نفر فقط تو تاکسیم، پولو دادم به راننده... میگه: یه نفر؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ 4تا حساب کن مشتری شیم!! ب

ا دوستم رفتيم خريد.برگشتيم ديديم ماشينش نيست ميگه: دزديدنش ميگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وايساد. اس ام،اس داد گفت من ميرم خودتون بياين!

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟ میگه برا دندونات؟؟؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم!!!!!!!!!

مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ، میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

سوسک اومده تواتاق دمپایی رودادم مامانم..میگه بزنمش؟؟؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !! پیک مشروبمو آوردم بالا،رفیقم میگه بزنیم؟پــــَ نــه پـــَــــ میخوام ببینم مجسمه آزادی یه عمر دستش بالاست چه حسی داره!!!

ديشب رفتيم استخر طرف ميپرسه: ميخواين شنا كنين؟؟ پ نه پ مي خوايم از امكانات رفاهيتون بازديد كنيم

تو تاکسی کناریم به راننده گفت من بچه امام حسینم ، راننده پرسید میدون امام حسین؟ گفتم: پــــ ن پــــــ ایشون خود علی اصغره ماشالله بزرگ شده مرد شده

 رفتیم سینما در باجه بلیط فروشی مسئول میگه بلیط میخوای نه پس بهرام رادانم اومدم امضا بدم

رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! پـــ نه پـــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتمش

ساعت 3:30 شب زنگ زده، میگه: اونجا الان شبه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خورشید خانم زایمان داشته، امروز پشت کوه نرفته

رفتم داروخونه...ميگم باند دارين؟ميگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حياط خونمون خراب شده...بابام همينجور داره با هواپيماش دوره خونه ميچرخه.!!

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟ گفتم پ نه پ غدامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!!

رفته بودم اهدای خون مرده میپرسه می خوای خون بدی پـَـَـ نــه پـَـَــ... اومدم نون خشک بدم جوجه بگیرم

جلو توالت عمومي وایسادیم یارو می گه آقا ببخشيد شما هم تو صف توالت وايسادين..؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ ما سوسكيم اومديم نهار!! د

وستم تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو دید و پیاذه شدنی برگشت بهم گفت الان برم شماره بدم برگشتم گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماره اتوبوس رو بردار

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!!! پ نه پس مستحبه !!!

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه: یعنی فاسد شده؟ میگم پـــــــــ نه پـــــــ مونده جا افتاده

رفتم مغازه ميگم آقا مرگ موش ميخوام، ميگه براي موش هاي خونتون ميخواين، پَ نَ پَ ميخوايم بريزيم تو خورشتمون خوش رنگ شه !

سوار تاکسي شدم.يارو صداي ضبطشو تا ته زياد کرده بود.ميگم ميشه صداي ضبطتونو کم کنيد؟ ميگه اذييتتون ميکنه! پـــــــَ نَ پــــــــَ گفتم کم کني اين يه تيکشو من بخونم ببيني صداي کدوممون بهتره!!!! رفتم سر خاک خدا بيامرزي دارم خرما تارف مي کنم، طرف برداشته ميگه فاتحه است ديگه نه؟ پـَـَـ نَ پـَـَـــ م خدا بيامرز زنده شده داريم جشن مي گيريم!

سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مينويسم مراقبه ديده ميگه تقلبه؟؟ .....ميگم پَــــ نَ پَــــ دعاي ابوحمزه ثماليه

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بيارم، مربيه ميگه: بچه رو ميبريدش؟ ميگم: پَــ نَ پَـــ همين جا ميخورمش

 برنامه آشپزي تلوزيون: خانم آشپز:حالا سينمونو ميزاريم گرم بشه شجاعي مهر:منظورتون سينه مرغه؟ خانم اشپز:پ ن پ ميخوام سينه خودمو گرم کنم.

 کمرم درد مي کنه يه پارچه بستم بهش. داداشم ميگه کمرت درد مي کنه؟ پَ نه پَ مي خوام اداي داداش کايکو رو در بيارم.

 رفتم بانک پول بگيرم کارمنده ميگه پول رو ميبرين؟ گفتم پـَـَـ نَ پـَـَ ميخوام وايسم اينجا هر کس رقصيد بريزم رو سرش شاباش بدم....

رفيقم شمارمو مي خواست, گفتم: يادداشت کن 0935 گفت:ایرانسل داري؟ پَ نه پَ همراه اول شماره خالي نداشت بهم تو ایرانسل خط داد

 با دوستم سه ساعت تو صف نونوايي وايساده بوديم صف 40 متري نوبتم شده يارو ميگه نون مي خواي ؟ پَـــ نَ پَـــ تا الان قطار بازي مي کرديم واگن آخرم بوديم

کاکروووووووووووووووووووووووووووووووووووو

پ.ن(این پ.ن کیه؟ کیه؟ کیههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟): سلمان کدوم گوری ای؟

تو خيابون موتوريه اومد کيفم رو قاپيد، يارو ميپرسه دزد بود؟ ميگم پـَـَـ نَ پَــــ رفيقم بود اومده بود امانتيش رو پس بگيره، فقط خواست هيجانش بيشتر باشه !!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در دوشنبه سوم مرداد 1390  |
 khoshgheirat`s back !
 

     سلام بلندی به بکس عزیز                  چطور و مطورید یاران ریز !!!

 

 غرض از گذاشتن این مطلب اینکه فی الواقع اینجانب بعد از خواندن پست قبلی و ملتفت شدن از مشغولیت های ذهن همقطاران خویش به شدت بر آشفته و تصمیم بر آن گرفتم که اندکی جوانان کم تجربه را مفیوض نصایح خویش کنم ! ولی خداییش مگه شماها موضوع دیگه ای واسه نگران بودن در موردش ندارید که در مورد نسبت احمق بودن به جنسیت اصلا" فکر میکنید چه برسه به اینکه کیلومتر ها در موردش هم حرف میزنید ! الان تو جامعه ما مشکل دیگه ای وجود نداره؟ نه خداییش وجود نداره ؟ آها مثلا به عنوان مثال اگه حال کردین اینو دانلود کنید حالشو ببرید اینم صفحه اولشه :


 اینم لینکش :

 our Tehran


 چی داشتم میگفتم ؟ آها ! برادر من چه کشکی چه دوغی تو مملکتی که واسه انسان بودن ارزشی قایل نیستن دیگه جنسیتتو که بذار در کوزه آبشو بخور ! واللا ! بقول رءیس جمهور عزیز البته اون موقعی که موش شده بود : (( الان مشکل ما مدل موی بچه های ماست ))  ( گفتم این تیکه رو هم بندازم پس فردا دکتر نگه یاد ما نبودی ! ) جمع کن بابا ! جمع کن ! شما برو بچه تو بزرگ کن !!! ( ببخشید زدم جاده خاکی آخه یه مقدار داغ کردم ! )

سلمان جون ببین من واسه نظر شما و بقیه احترام زیادی قایلم . مخصوصن که میدونم چه انسان شریفی هستی ( اون هندونه رو بده من ! ) اما کلا" نزنید این حرفای بچگانه رو . این تن بمیره نزنید ! موضوع اصلا" پست قبلی نیست . خیلی کلی میگم که ماها عادت داریم به جای اینکه مشکل اصلی رو حل کنیم ذره بین ور داریم دنبال حاشیه :



بیخیال دیگه خیلی سخنرانی کردم . امیدوارم فکر شما یه کمی بازتر و دل بنده هم یه کمی نرم تر شه و امیدوارم به کسی هم برنخوده باشه .


حالام واسه عوض شدن فضا این شما و این هم قوانین غیر قابل تغییر زندگی :


قانون صف : اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد!
قانون تلفن : اگر شما شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود!
قانون تعمير : بعد از اين که دستتان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد!

قانون حمام : وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد!

قانون روبرو شدن : احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مييابد!

قانون نتيجه : وقتي ميخواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نميکند، کار خواهد کرد!

قانون بيومکانيک : نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد!

قانون تئاتر : کساني که صندلي آنها از راهروها دورتر است ديرتر ميآيند!

قانون چت : زمانی که آنلاين باشید و کاری نداشته باشید، هيچكسي آنلاين نميشود! اما وقتي کاري پيش می آید و قصد رفتن داری اد ليست شما همزمان آنلاين ميشوند و pm خواهند داد!

 



میدونم این یکی یه مقدار جدی شد . قوووول میدم دفعه دیگه با همین دستای آریاییم طنز بنویسم حالشو ببرید . بخواید نخواید چاکرییم !

پ.ن : برادری که اومدی وبلاگ رو فیلتر کنی . مریضی ؟ به چرخ ون گشت ارشاد قسم که این پست سیاسی نبود () بلکه اجتماعی بود. حتی تن تنش . حتی دکترش !!!

 

 

                                                                                از : خوش غیرت !

 

|+| نوشته شده توسط بر وبچه های 104 در شنبه یکم مرداد 1390  |
 
 
 
بالا